محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
50
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ظاهرا آغاز زندگى خود را در سبته گذرانيده است « 1 » . چون امير ابو بكر بزرگترين فرزندان يوسف و وليعهد او در سال 479 پس از پيروزى پدر در زلاقه ، در سبته بمرد ، يوسف در فرزندان خود به تفحص پرداخت تا يكى را به ولايت عهدى خويش برگزيند . به سبب ذكاء و نجابتى كه در فرزند خود على سراغ داشت اختيارش بر او افتاد . على در بسيارى كارها همراه پدر بود ، بويژه در سفر آخر به هنگامى كه پدرش از دريا گذشت و به اندلس رفت تا اوضاع آنجا را بررسى كند . در آنجا بود كه على را به ولايت عهدى برگزيد و برايش بيعت گرفت . يوسف بن تاشفين اندكى پيش از مرگ خود پسر را به سه چيز وصيت كرد : نخست آنكه كارى نكند كه ساكنان جبل درن و نيز مصامده و اهل قبله ( ناحيهاى در جنوب ) را برانگيزد . دوم آنكه با بنى هود ، امراى سرقسطه طرح آشتى افكند و آنان را ميان خود و مسيحيان حايل قرار دهد . سوم مردم قرطبه را كه كارى نيك مىكنند به لطف خويش بنوازد و از خطاى گنهكارانشان درگذرد « 2 » . و اين افزون بر وصاياى او در باب استحكام وضع دفاعى اندلس بود . على بن يوسف اميرى صاحب همت و هوشيار و با اراده بود . همواره دوست مىداشت كه بر سيرت پدر باشد و همانند او جهاد را در رأس كارهاى خود قرار دهد . على بن يوسف در عمل نيز آنچنان شد كه خود مىخواست و برخى كارهاى بزرگ از او سرزد . ابن عذارى در حق او گويد : « پاى به جاى پاى پدر نهاد و در يارى حق و انصاف مظلوم و ايمنى بخشيدن به مردم ترسان و قمع ستمكاران و استحكام ثغور مسلمانان و سركوبى خصم به راه پدر مىرفت » . « 3 » در آغاز حكومتش يك بار شورشى محلى برپا شد كه چندان درخور اهميت نبود ولى در هرحال نخستين نشانههاى عصيان و خروج بود . سبب آن بود كه چون به بلاد نامه نوشت كه دست بيعت به او دهند همه جا بيعت كردند مگر مردم فاس
--> ( 1 ) . ابن ابى زرع روض القرطاس ، ص 101 . ( 2 ) . الحلل الموشيه ، ص 60 ( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق خطى - هسپريس ، ص 67 ) و ابن الخطيب در الاحاطه در شرح حال على بن يوسف آن را نقل كرده است ( نسخه خطى اسكوريال برگ شمارهء 292 ) .